تا بدرودی دیگر؟
چرا خداحافظ؟
چرا داستانی جدید نوشتن؟
برگ برگ قدم بزنیم و در پارک ابر شویم.
موج موج به باد نرم مترو
و پیرمرد های متعهد به آرامش
یاداور باشیم،
در نرفتن
هیچ داستانی نخواهد ماند.
پس به فریادی اهسته:
در شب کوچک من افسوس
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 14:7 توسط زینب کسرا
|